نارکند

دلی ... ادبی ... فرهنگی


عید عاشقان

به نام خداوند بخشنده‌ی مهربان

اى خدايى كه در برابر احسان به بندگان پاداش نخواهى، و از عطا و بخشش پشيمان نمى‏گردى، اى كسى كه مزد بنده خود را بيش از عمل او مى‏دهى، نعمتت بى استحقاق به بندگان رسد، و عفوت تفضل، و مجازاتت عدالت، و قضايت عين خير است. اگر بخشش كنى عطايت را به منّت آلوده نكنى، و اگر عنايت نكنى از باب ستم نيست، آن‏كه تو را شكر كند شكرش كنى، در صورتى كه خودت آن شكر را به او الهام فرمودى، و هر كه تو را بستايد پاداشش مى‏دهى در حالى كه آن ستايش را خودت به او تعليم‏كردى، پرده مى‏پوشى بر آن كه اگر مى‏خواستى رسوايش مى‏كردى، و جود و كرم كنى بر آن كه اگر مى‏خواستى از وى دريغ مى‏كردى، در صورتى كه هر دو مستحق رسوايى و دريغ تو اند، امّا تو تمام امورت را براساس تفضل بنا نهاده‏اى، و قدرتت را بر آئين گذشت مقرّر كرده‏اى، و با آن كه با تو به مخالفت برخاسته با بردبارى روبرو مى‏شوى، و به آن كه در حق خويش ستم كرده مهلت مى‏دهى، با صبر و بردبارى خود مهلتشان مى‏دهى تا به حضرتت بازگردند، و در مؤاخذه عاصيان شتاب نمى‏كنى تا به توبه موفق شوند، تا هلاك شونده آنان بدون رضاى تو هلاك نشود، و تيره‏بختشان به نعمتت بدبخت نگردد مگر پس از قطع بهانه و بعد از اتمام حجت همه جانبه بر او، و اين همه بزرگوارى و آقايى از عفو و گذشت توست اى بزرگوار، و بهره‏اى است از محبتت اى بردبار.

تويى كه بر بندگانت درى به سوى بخشش خود باز كرده‏اى، و آن را باب توبه ناميده‏اى، و بر آن درِ گشوده راهنمايى از وحى خود قرار داده‏اى، تا آن را گم نكنند، پس خود - كه نامت والا و مبارك است - فرمودى: «به سوى خدا توبه خالص و بى‏پيرايه آوريد، باشد كه پروردگارتان گناهان شما را محو كند، و شما را داخل بهشت‏هايى نمايد كه نهرها از زير آن روان است، در آن روزى كه خداوند پيامبر خود و آنان را كه به او ايمان آوردند خوار وذليل نمى‏كند، درحالى‏كه نورشان پيش‏رويشان و از جانب راستشان روان است مى‏گويند: خداوندا نورمان را كامل كن، و ما را مورد مغفرت قرار ده، كه تو بر هر چيز توانايى».

پس عذر كسى كه از ورود به آن خانه غفلت كند پس از گشوده شدن در و به‏پا داشتن راهنما چه خواهد بود؟ و تويى كه در معامله با بندگانت بر عطاى خود افزوده‏اى، تا در اين تجارتشان از عنايت تو سود برند، و در حركت كردن به جانب تو كامياب گردند، و از حضرتت بهره‏اى افزون دريافت نمايند، به همين خاطر، تو خود - كه نامت مبارك است و بس والايى - فرمودى: «هر كس كه يك كار نيك كند ده برابر آن پاداش دارد، و هر كس يك كار بد كند جز به مانند كارش عقوبت نبيند»، و نيز فرمودى: «مثل آنان كه اموالشان را در راه خدا انفاق مى‏كنند مانند دانه‏اى است كه هفت خوشه رويانده، در هر خوشه صد دانه باشد، و خداوند براى هر كه بخواهد آن را چند برابر كند»، و فرمودى: «كيست آن كه به خداوند قرض الحسنه دهد تا خدا آن را چندين برابر سازد؟» و امثال و نظائر اين وعده‏ها كه در قرآن درباره چند برابر كردن كارهاى نيك فرو فرستاده‏اى.

و تويى آن خداوندى كه با گفتار از غيب خود و به سبب ترغيبت كه در برگيرنده سود ايشان است آنان را به چيزى راهنمايى فرمودى كه اگر از آنان مى‏پوشاندى ديدگانشان درك نمى‏كرد، و گوشهاشان فرانمى‏گرفت، و فكرشان به آن نمى‏رسيد، چرا كه فرمودى: «مرا ياد كنيد تا شما را ياد كنم، و مرا سپاس آوريد و كفران نورزيد»، و فرمودى: «هرآينه اگر شكر آريد شما را افزونى دهم، و اگر ناسپاسى كنيد همانا عذاب من شديد است»، و فرمودى: «مرا بخوانيد تا شما را اجابت كنم، آنان كه از عبادت من (دعا كردن) تكبّر ورزند به زودى خوار و ذليل وارد جهنم مى‏شوند». پس نيايش و دعا را عبادت، و تركش را كبر و خودخواهى ناميدى، و بر ترك دعا به دخول دوزخ با ذلت و خوارى تهديد فرمودى.

بدين سبب بندگان واقعى به نعمتت تو را ياد كردند، و به بخششت شكر آوردند، و به فرمانت به دعا برخاستند،

و به خاطر گرفتن عطاى افزونت صدقه دادند، و تنها راه آزادى آنان از خشم تو، و دستيابى به رضاى حضرتت در آن بود. و اگر مخلوقى مخلوق ديگر را از سوى خود به مثل آنكه حضرت تو بندگانت را از سوى خود راهنمايى نمودى هدايت مى‏كرد موصوف به احسان، و موصوف به امتنان و بخشش بود، و به هر زبانى مورد ستايش قرار مى‏گرفت، پس سپاس توراست تا آنجا كه در سپاس تو راهى وجود داشته باشد، و تا آنجا كه براى سپاس كلمه‏اى كه تو به آن ستوده شوى، و معنايى كه به سپاس منصرف گردد باقى باشد.

اى كسى كه با احسان و فضلت بندگان را به سپاس فراخوانده‏اى، و آنان را غرق عطا و بخشش خود نموده‏اى، چه آشكار و پخش است نعمت تو در ما! و چه فراوان است عطايت برما! و چه مخصوص است نيكى تو به ما! ما را به دين برگزيده‏ات راه نمودى، و به آئين پسنديده‏ات رهنمون شدى، و سالك راهى فرمودى كه آن را هموار كردى، و ما را به راه تقرب به پيشگاهت، و وصول به كرامتت بينايى دادى. خداوندا تو از خالص‏ترين آن وظايف، و برگزيده‏ترين آن فرائض، ماه رمضان را قرار دادى كه آن را از ميان ساير ماهها برگزيدى، و از ميان همه زمانها و عصرها اختيار كردى، و بر تمام اوقات سال ترجيح دادى، به خاطر آنكه در آن قرآن و نور نازل نمودى، و ايمان را در اين ماه چند برابر ساختى، و روزه گرفتن را در آن واجب فرمودى، و به شب زنده‏دارى در آن ترغيب كردى، و شب قدر را در آن كه از هزار شب با ارزش‏تر است بزرگ داشتى، پس ما را محض اين ماه بر ساير امم برترى دادى، و در پرتو فضل آن ما را از ميان همه ملتها برگزيدى، پس به فرمانت روزش را روزه گرفتيم، و در شبش به كمك تو به عبادت برخاستيم، و به وسيله روزه و نمازش طالب رحمتى كه براى ما مهيّا فرمودى شديم، و آن را وسيله رسيدن به ثواب تو قرار داديم، و تو بر آنچه بندگانت بدان رغبت دارند قادرى، و آنچه را كه از احسانت خواسته شود بخشنده‏اى، و به آن كه جهت رسيدن به قرب تو بكوشد نزديكى.

و همانا اين ماه در نزد ما ستوده زيست، و با ما همنشينى پسنديده بود، و برترين منفعت جهانيان را براى ما به ارمغان آورد، پس به هنگام پايان گرفتن وقت، و سرآمدن مدت، و كامل شدن روزهايش از ما جدا شد، اينك آن را وداع مى‏گوئيم، وداع كسى كه هجرانش بر ما غم‏انگيز است، و روى گرداندنش ما را به اندوه و وحشت دچار كرده، و بر عهده ما پيمان ناگسستنى، و حرمت در خور توجه، و حق لازم دارد، به اين خاطر مى‏گوئيم:

سلام بر تو اى بزرگ‏ترين ماه خدا، و اى عید عاشقان حق.
سلام بر تو اى كريم‏ترين همنشين از ميان اوقات، و اى بهترين ماه در روزها و ساعات.
سلام
بر تو اى ماهى كه در طىّ تو برآورده شدن آمال نزديك گشته، و اعمال در آن پخش و فراوان است.
سلام بر تو اى همنفسى كه قدر و منزلتت بزرگ، و فقدانت بسيار دردناك است، و اى مايه اميدى كه دوريت رنج‏آور است.
سلام
بر تو اى همدمى كه چون رو كنى ما را مونس شاد كننده‏اى، و چون سپرى شوى وحشت‏آور و دردناكى.
سلام
بر تو اى همسايه‏اى كه دلها نزد تو نرم شد، و گناهان در تو نقصان گرفت.
سلام
بر تو اى ياورى كه ما را در مبارزه با شيطان يارى دادى، و اى مصاحبى كه راههاى احسان را هموار و آسان ساختى.
سلام
بر تو كه چه بسيارند آزاد شدگان حضرت حق در تو، و چه سعادتمند است كسى كه حرمتت را به واسطه خودت رعايت نمود!
سلام
بر تو كه چه بسيار گناهان را از پرونده ما زدودى، و چه عيب‏ها كه بر ما پوشاندى!
سلام
بر تو كه زمانت بر گنهكاران چه طولانى بود، و در دل مؤمنان چه هيبتى داشتى!
سلام
بر تو اى ماهى كه هيچ زمانى با تو پهلو نزند.
سلام
بر تو اى ماهى كه از هر نظر مايه سلامتى.
سلام
بر تو كه مصاحبتت ناپسند و معاشرتت نكوهيده نيست.
سلام
بر تو همچنان كه با بركات بر ما وارد شدى، و ناپاكى معاصى را از پرونده ما شستى.
سلام
بر تو كه وداع با تو نه از باب خستگى، و فراغت از روزه‏ات نه به خاطر ملالت است.
سلام
بر تو كه قبل از آمدنت در آرزويت بسر مى‏برديم، و پيش از رفتنت بر هجرانت محزونيم.
سلام
بر تو كه چه بدى‏ها كه به سبب تو از جانب ما گشته، و چه خوبيها كه از بركت تو به سوى ما سرازير شده!
سلام
بر تو و بر شب قدرى كه از هزار ماه بهتر است.
سلام
بر تو كه ديروز چه سخت بر تو دل بسته بوديم، و فردا چه بسيار شائق تو مى‏شويم!
سلام
بر تو و بر فضيلت تو كه از آن محروم گشتيم، و بر بركات گذشته‏ات كه از دست ما گرفته شد.

بارالها ما اهل اين ماهيم كه ما را به آن شرافت بخشيدى، و توفيق ادراكش را به ما عنايت فرمودى آنگاه كه تيره‏بختان وقتش را نشناختند، و از بخت بدشان از فضلش محروم شدند. تويى سرپرست آنچه از معرفتش كه ما را بدان برترى دادى، و آنچه از سنّتش كه ما را بدان رهنمون شدى، و ما به توفيق تو به روزه و نماز آن برخاستيم همراه با تقصير، و در آن اندكى از بسيار را بجا آورديم.

خداوندا پس تو را سپاس همراه با اقرار به بديهامان، و اعتراف به سهل‏انگاريمان، در حالى كه در قلوبمان ندامت قطعى، و بر زبانمان عذر صادقانه داريم، پس ما را با توجه به اعتراف به تقصيرى كه در اين ماه داشتيم مزدى عنايت كن كه تدارك كننده فضيلت‏هاى دلخواهمان، و جايگزين ذخيره‏هايى كه مورد علاقه ماست باشد، و عذر ما را در كوتاهى از اداى حقّت قبول كن، و آينده عمرمان را به ماه رمضان آينده كه در پيش داريم برسان، و چون ما را به آن رساندى ما را بر انجام عبادتى كه سزاوار توست يارى ده، و به انجام طاعتى كه شايسته آن ماه است موفق دار، و عمل صالحى را كه موجب تدارك حق تو در آن دو ماه از ماه‏هاى زمان خواهد بود به دست ما جارى فرما.

خداوندا هر گناه كوچكى يا بزرگى كه در اين ماه به آن دست زديم، يا معصيتى كه به آن آلوده گشتيم، يا خطايى كه مرتكب شديم، از روى عمد يا فراموشى، كه در آن به خود ظلم كرده، يا حرمت ديگرى را بدان دريده باشيم، پس بر محمد و آلش درود فرست، و ما را از همه آنها در پرده ستّارى حضرتت بپوشان، و به عفوت از ما بگذر، و ما را در آن ماه شهره به پيش ديده شماتت كنندگان قرار مده، و زبان طعنه‏زنندگان را بر ما باز مكن، و ما را به كارى بدار كه سبب فرونهادن گناهان و پوشاندن آن چيزى شود كه در آن ماه بر ما نمى‏پسندى، به مهربانيت كه پايان ندارد، و احسانت كه كاستى نمى‏پذيرد.

خداوندا بر محمد و آلش درود فرست، و ضايعه دردآور از دست رفتن رمضانمان را جبران كن، و روز عيدمان و فطرمان را بر ما مبارك گردان، و آن را از بهترين روزهايى قرار ده كه بر ما گذشته، كه بيشترين عفو را موجب، و بيشترين معاصى را محو كننده باشد، و گناهان پنهان و آشكار ما را مورد مغفرت قرار ده. بارالها پايان يافتن اين ماه را پايان يافتن خطاهايمان قرار ده، و به دنبال خارج شدنش ما را از بديهامان خارج كن، و ما را از سعادتمندترين اهل اين ماه به آن، و پرنصيب‏ترين آنان در آن، و بهره‏مندترين ايشان از خودت قرار ده.

بار الها هر كس كه اين ماه را آن طور كه بايسته است رعايت كرده، و احترامش را آنچنان كه بايد حفظ نموده، و حدودش را به بهترين صورت بپاداشته، و از گناهانش به نحو صحيح پرهيز كرده، يا به وسيله كار خير به تو تقرب جسته كه موجب خشنوديت از وى گشته، و رحمتت را متوجه او نموده، پس مانند آنچه به او بخشيدى از توانگرى خود به ما ببخش، و چندين برابر آن را از فضل خود به ما عطا فرما، زيرا كه فضلت كاستى نگيرد، و خزائنت نقصان نپذيرد بلكه افزون مى‏شود، و معادن احسانت از بين نمى‏رود، و همانا عطاى تو گوارا عطايى است.

بارالها بر محمد و آلش درود فرست، و همانند پاداش آنان‏كه تا روز رستاخيزاين ماه را روزه گرفته‏اند، يا به بندگى تو در آن اقدام كرده‏اند براى ما ثبت كن.

بارالها در اين روز فطر كه آن را براى اهل ايمان عيد و شادى، و براى اهل آيين خود روز اجتماع و گردهمايى قراردادى به درگاهت توبه مى‏كنيم، از هر معصيتى كه دچارش شديم، يا هر كار بدى كه به آن دست زديم، يا انديشه سوئى كه در دل داشتيم، مانند توبه كسى كه خيال بازگشت به گناه را ندارد، و پس از توبه به جانب هيچ خطايى برنمى‏گردد، توبه پاك و خالصى كه از شك و ترديد پيراسته باشد، پس آن را از ما بپذير، و از ما راضى شو، و ما را بر آن استوار بدار.

بارالها، ترس از عذاب وعده داده شده، و رغبت به ثواب موعود را روزى ما كن، تا لذّت آنچه را كه از تو مى‏خواهيم بيابيم، و غصه آنچه را كه از آن به تو پناه مى‏بريم دريابيم، و ما را در پيشگاهت از توبه كنندگانى قرار ده كه محبتت را بر ايشان حتم ساخته‏اى، و بازگشتشان را به طاعت خود قبول نموده‏اى، اى عادل‏ترين عادل‏ها.

بارالها، از پدران و مادران و اهل دين ما همگى، چه آن كه از ايشان از دنيا رفته، و چه آن كه تا قيامت به آنان خواهد پيوست درگذر. بارالها بر محمد پيامبر ما و بر آلش درود فرست همچنان كه بر فرشتگان مقرّبت درود فرستادى، و بر او و بر آلش درود فرست آن طور كه بر پيامبران مرسلت درود فرستادى، و بر او و بر آلش درود فرست آن طور كه بر بندگان شايسته‏ات درود نثار كردى، و بهتر از آن اى خداى عالميان، چنان درودى كه بركتش به ما برسد، و سودش نصيب ما گردد، و به‏خاطر آن دعاهايمان مستجاب شود، زيرا كه تو بزرگوارترين كسى هستى كه به او توجه شده، و بى‏نياز كننده‏ترين كسى هستى كه بر او اعتماد شده، و بخشنده‏ترين كسى هستى كه از احسانش درخواست شده، و تو بر هر چيز توانايى.

به لطف مهر تویی که بیش از هر مهربانی، مهربانی.

دعای 45 از صحیفه سجادیه
ترجمه حسن انصاریان


سلام. عیدتون مبارک. نماز و روزه‌هاتون قبول. ماه رمضان هم تمام شد، سخت یا ساده، گذشت و فقط خاطره‌ای ازش به جا موند، و حسی که یا حسرت است و یا دلتنگی، بسته به آنکه در این یک ماه چه کردیم و چه گرفتیم.

شاید خیلی از ما، رمضان سال گذشته را در کنار کسانی به عید رساندیم که امسال در کنارمان نبودند، اما خاطراتشان در کنار سفره‌های افطار همراهیمان می‌کرد.

خدایا تو را به حق این عید قسمت می‌دهیم که آنانی را که امسال به همراهشان عید را جشن می‌گیریم، خانواده، فامیل، دوست و آشنا، تا عید فطری دیگر در پناه خودت محفوظ نگاه داری.


هنوز خوابگاه ندادند، اینجا حتی دانشجوهای دکترا برای خوابگاه مشکل دارند. تا حالا نشنیده بودم که دانشگاهی اینطور دانشجوهای تحصیلات تکمیلیش رو نادیده بگیره. اما عیب نداره، خدا بزرگه.


ظریفی را گفتند: آیا رمضان از ما خشنود رفت؟ پاسخ داد: آری. گفتند: چگونه؟! گفت: از آنجا که اگر ناخشنود می‌رفت سال دیگر باز نمی‌گشت.


?سعید | 1387/7/10 | پیوند | 9 نظر | ارسال نظر | موضوع: حرف های دلی

مهرگان نو
سلام. هیچ وقت از پاییز خوشم نیومده و فکر هم نمی‌کنم خوشم بیاد. اما خوب، از اونجا که بسیارآدم مبادی آدابی هستم، این شعر رو پیشکش قدوم جناب پاییز می‌کنیم، به امید اینکه هرچه زودتر و خوشتر تشریف‌ خودشون رو ببرند.


بگشاییم کفتران را بال
 بفروزیم شعله بر سر کوه
 بسراییم شادمانه سرود
وین چنین با هزار گونه شکوه
 مهرگان را به پیشباز رویم
رقص خوش پیچ و تاب پرچم ها
 زیر پرواز کفتران سپید
 شادی آرمیده گام سپهر
خنده نو شکفته خورشید
مهرگان را درود می گویند
 گرم هر کار مست هر پندار
 همره هر پیام هر سوگند
 در دل هر نگاه هر آواز
 توی هر بوسه روی هر لبخند
 بسراییم
 مهرگان خوش باد
هوشنگ ابتهاج
ه.ا.سایه

امشب میرم مشهد و فردا با قطار به سمت سمنان. اگه فرصت شد برم حرم واسه همتون دعا می‌کنم. امیدوارم دیدار دوباره‌مون مثه‌ی دفعه‌ی قبل طولانی نشه.

?سعید | 1387/7/4 | پیوند | 8 نظر | ارسال نظر | موضوع: ادبيات پارسی

پدیدار می‏شویم
سلامBig Hug نماز و روزه‏هاتون قبول، دعاهاتون مستجاب. آخ چقدر دلم واسه‏تون تنگ شده‏بود.Miss U اما خوب بالاخره تموم شد. یک ثبت نام تاریخی رو پشت سرگذاشتم، دو هفته طول کشید. البته دو روز بیشتر سمنان نبودم، اما برای اثبات حقانیتم دو هفته‏ی تمام نظام‏وظیفه‏ی تهران رو زیرپا گذاشتم. خدا به حق این ماه عزیز سر و کار هیچ کس رو به ادارات نندازهCrying 2 فعلاً قصد ندارم تعریف کنم تو این مدت چه بر من گذشت، چون فکر کردن به آنچه که پشت سرگذاشتم واقعاً ناراحت و عصبی‏ام می‏کنهComputer Smash اما بعدها - سر فرصت - همش رو تعریف می‏کنم.
خوب... شما چطورید؟ لب‏تاپم رو فرستاده بودم واسه غبارگیری. پریروز به دستم رسید و تازه امروز صبح کار نصب ویندوز و آنتی‏ویروس و به روز کردنش تمام شد. چقدر سخته نتونی از خونه کانکت بشی!
Thumbs Down اما امروز این دوران سیاه به پایان رسید.
این شبها زمان استجابت دعاست، زمان ابراز بندگی، زمان تقاضای بخشش. تو این شبها از همتون التماس دعا دارم. تو این شبهای قدر من رو هم از دعای خیرتون فراموش نکنید
Bow Down به خصوص دعا کنید خوابگاه بهم بدن.
سال تحصیلی جدید شروع شده. اگر دانشجو یا دانش‏آموزید، واسه‏تون سال موفقی رو آرزو میکنم. آخر هفته میرم سمنان. دلم واسه درس خوندن، کلاسهای درس، ساعتهای آزمایشگاه و جدول مندلیف تنگ شده‏بود. دوباره ترم اولی شدمThinking
آن روز شاعرم
گفتم برای آنکه بماند حدیث من
  آن به که نغمه ها ز غم عشق سر کنم
غیر از سرود عشق نخوانم به روزگار
وز درد عشق سوز سخن بیشتر کنم
چنگم بجز نوای محبت نمی نواخت
طبعم به غیر عشق سرودی نمی سرود
بسیار آفرین که شنیدم ز هر کنار
بسیار کس که نغمه گرم مرا ستود
آتش زدم ز سوز سخن اهل حال را
اما زبان مدعیان خار راه بود
دیدند یک شبه ره صد ساله می روم
در چشم تنگشان هنر من گناه بود
کندند درخیال بنای گذشتگان
در پیش خود ستاره هفت آسمان شدند
فانوس شعرشان نفسی بر کشید و مرد
پنداشتند روشنی جاودان شدند
این گلشن خزان زده جای نشاط نیست
شاعر به شهر بی هنران بار خاطر است
اینجا کسی که مدح نگفت و ثنا نخواند
سعدی اگر شود نتوان گفت شاعر است
گیرم هزار نغمه سرایم ز چنگ دل
گیرم هزار پرده برآرم ز تار جان
آن روز شاعرم که بگویم مدیح این
آن روز شاعرم که بخوانم ثنای آن
فریدون مشیری
التماس دعا

 

?سعید | 1387/6/31 | پیوند | 9 نظر | ارسال نظر | موضوع: ادبيات پارسی